Translate

‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۱ تیر ۱۳۹۹

بمب گذاری های سپاه پاسداران ایران در نقاط مختلف کشور


این روزها در ایران هر جایی که منفجر شود سریع ⁧ #نشت_گاز⁩ اعلام می شود .

‏گودرزی معاون امنیتی استاندار تهران انفجار ⁧ #کلینیک_سینا⁩ در شمال تهران را نشت گاز و صدا و سیما هم انفجار پارچین را منفجر شدن مخازن گاز اعلام کرد.

ولی عجیب است که در پارچین مخازن گاز یکی از بزرگترین انفجارهای سالهای گذشته در تهران تخریب نشده اند و همچنین کپسول های اکسیژنی که در بیمارستان سینا علت انفجار بوده اند صیحیح و سالم هستند.

سپاه پاسداران باید هرچه سریعتر بمب‌گذاری‌های خود را در خاک ایران متوقف کند.

۴ خرداد ۱۳۹۹

۷,۲ میلیون نفر در حاشیه گورستان‌ها زندگی می‌کنند

تورم و رکود همزمان موجب افزایش جمعیت حاشیه‌نشین در ایران شده است. یک کارشناس مدیریت بحران شهری می‌گوید: بیش از هفت میلیون نفر در حاشیه گورستان‌ها زندگی می‌کنند.

۸ اردیبهشت ۱۳۹۹

خودسوزی یک نوجوان ۱۷ ساله به علت ازدواج اجباری در تهران

روز جمعه ۹ اسفند ماه، یک دختر ۱۷ ساله در تهران، اقدام به خودسوزی کرد و جان خود را از دست داد. گفته می شود این نوجوان، در پی ازدواج اجباری به اصرار خانواده و اطرافیان دست به این اقدام زده است. گفتنی است که سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

روایت تن فروشی یک قربانی کودک همسری به علت فقر

زنی جوان که کودکی چهارساله دارد، در ۱۱ سالگی به علت فقر مالی خانواده و سنت رایج مبنی بر ازدواج زودهنگام دختران، به ازدواج مردی با سن بالاتر از ۳۰ سال در می آید. زمانی که حامله بوده، شوهرش وی را ترک کرده و مجبور به بازگشت به خانه پدری در یکی از مناطق حاشیه تهران می شود. پس از تولد فرزندش به کار مشغول می شود و با توجه به اینکه هزینه زندگی خودش، کودک و خانواده‌ اش را به عهده داشته، پس از مدتی مجبورا به روسپی گری روی می آورد. این زن از آسیب های روانی ازدواج زودهنگامش و همچنین مشقات تن فروشی می گوید. آسیب های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

۱۷ فروردین ۱۳۹۹

صدور حکم حبس برای یک شهروند اهل سنندج

یک شهروند اهل سنندج از سوی دستگاه قضایی حکومت ایران بە اتهام همکاری با یکی از احزاب کردستانی اپوزسیون حکومت ایران بە حبس محکوم گردید.
صدور حکم حبس برای یک شهروند اهل سنندج
برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز یکشنبە ١٧ فروردین ٩٩ (٥ آوریل ٢٠٢٠)، یک شهروند اهل سنندج با هویت ”فردین مولودی“ از سوی شعبە یکم دادگاه انقلاب سنندج بە ریاست قاضی ”سعیدی“ بە تحمل ٣ ماه و روز حبس محکوم گردید.

۱۸ اسفند ۱۳۹۸

آمار مبتلایان به ویروس کرونا به تفکیک استان‌ها/ تهران با ۱۸۰۵ مبتلا در صدر

سخنگوی وزارت بهداشت ضمن تشریح آمار مبتلایان به کرونا به تفکیک استان‌ها گفت: در برخی استان‌ها بیش از ۴۰ درصد بیماران ترخیص شده‌اند؛ تهران در با ۱۸۰۵ مبتلا صدر جدول مبتلایان قرار دارد.
آمار مبتلایان به ویروس کرونا به تفکیک استان‌ها/ تهران با 1805 مبتلا در صدر

۲۶ شهریور ۱۳۹۸

تفهیم اتهام اکرم نصیریان و ناهید شقاقی در دادسرای اوین

ناهید شقاقی و اکرم نصیریان، دو فعال حقوق زنان روز جاری در شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین تحت عناوین مختلف تفهیم اتهام شدند.

۲۹ اسفند ۱۳۹۷

خشونت، دین و خرافات

گوستاو لوبن” در اثر خود “روانشناسی توده ها” که درسال 1895 منتشر شد مینویسد: “تنها شکل دیندار بودن فقط اعتقاد به خداپرستی نیست. بلکه در ضمن به هنگامی که تمام منابع روانی فرد، تمام سرسپردگی اراده فرد، تمام خرافات آتشین مزاج فرد، در خدمت یک آمال که بهدف تبدل شده و احساسات و فعالیت ها را جهت میدهد، نیزشکلی از دینداری است. عدم بردباری و فناتیسم از مشخصات عادی احساسات دینی میباشند، اینها ویژه گیهای اجتناب ناپذیر کسانی است که اعتقاد دارند راز خوشبختی زمینی و جاودانه در دست آنهاست.” در این اثر او بیان میکند که توده ها تعقل نمیکنند و آنها چیزی را در کلیت خود رد میکنند و یا میپذیرند بدون آنکه مورد بحث خردمندانه قرارگرفته باشد، آنها تحت تاثیر فضای روانی با فناتیسم کورکورانه به حرکت درمیآیند وبا احساسات کورویا خشونت بار و افراطی وارد عمل میشوند. ستایش بت پرستانه تسلیم کور رابرانگیخته واین تسلیم نسبت به یک رئیس و یا خدا و یا شیئی بت شده، هوشیاری توده ها را پس زده، در آنها نوعی معجزه گرائی و خرافه گرائی رشد داده و توده ها را به تسلیم طلبی و تقدیرگرائی ویا حتا به جنایت سوق میدهد.

رابطه خرافات و دین خرافات را میتوان از نظر واژه شناسی رفتاری غیر تعقلی تلقی نمود وآنرا از نظر خرد بیهوده ارزیابی کرد. خرافات در ارزشگزاری خود، نشانه ها و حرفها و کردارها را مقدس ساخته واحترام انگیزمی نمایاند، بدون آنکه عقلانیتی پشتوانه آن باشد. باورخرافه برخی کردارها و گفتارها را زشت وغیر مقدس میداند ویا برعکس برخی دیگر رامقدس ودینی قلمداد میکند. خرافات را گاه بمثابه پاتولوژی روانی میتوان ارزیابی نمود که از هرگونه اوبژکتیویته وعینیت رویدادها دور بوده و خودرا با امررازدارانه و خدائی پیوند میزند. خرافات به نیروئی اسرار آمیز وخارق العاده تکیه کرده و در اشکال حاد خود به خودفراموشی و خود آزاری ودیگر آزاری منجر میگردد.
دین برآنست که سحر و جادو چیزی است که واقعیت داشته، ولی عملی است مذموم و گناهیست بزرگ نزد پروردگار. چنانچه در سوره یونس آیه 77 میاید: وَلاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ، ساحران (هرگز) رستگار نمی شوند. گرچه یک دین بینش گسترده نسبت به دنیا و آخرت، نسبت به ستارگان و انسان و نسبت به صواب و گناه ارائه میدهد، ولی در دستگاه کنشی خود، همراه با ادعای معجزه و سحر بوده و برای ادامه خود تولید خرافه نموده و ادعای آفرینش پدیده های فرا طبیعی و اعجاز دارد. بعلاوه تمامی کارگزاران دین همسوی با پیامبر مورد نظرخودجهت تاثیر گذاری، بافسونگری ویا ایجاد ترس می پردازند و در بسیاری زمینه ها با خرافه ها وافسونگری مذهبی عمل میکنند. تمامی مذاهب ادعای معجزه دارند، موسی دریا را شکافت، عیسا کورها را شفا بخشید و محمد ماه را دونیمه کرد. همه امامان شیعه شفا میدهند و ومهدی امام دوازده دنیارا نجات خواهد بخشید. هریک از این ادیان مراسم و رفتارهای جمعی و نمایش های احساسی وروانی راتشویق نموده تا وابستگی توتمیستی برقرار بماند و پیروان پراکنده نشوند.
همه خرافات با ریشه مذهبی نیستند، برخی به تفسیرهای راز آمیزنسبت به طبیعت برمیگردند. ولی خرافات و مذهب را میتوان در درون گروهبندی اعتقادات رازدار وسحرگون وجادوگرانه دانست که در عملکرد روانشناسانه خود بسیارنزدیک ویا یکسان هستند. در شرایط اضطراب روح بشری، دین میگوید نذر کنید و در حرم دخیل ببندید ودعا کنید وشیطان را لعنت کنید، خرافه میگوید رمال را ببینید و فال قهوه بگیرید وجن را از خود دور کنید. تفاوت این دو در کجاست؟مراسم جادوگری و تسخیر روح در قبایل اولیه با بی تاب شدن در ماه محرم و غش کردن و داستان جن وپری از یک جنس هستند. مراسم ودعای جادوگر قبیله برای نزولات آسمانی و دوشقه کردن ماه توسط پیامبر اسلام و مراسم عاشورای شیعه برای تسخیر اذهان، از یک ماهیت اند. هردو امید کاذبی در نزد فرد میافرینند وباین اعتبار کمبودها و عقده ها و زخمهای درونی آرامش مییابند. مناسک عبادی ورجوع به “توتم” نگهدار وایجاد احساسات دینی و مشتاقانه، فردرا در اطمینان روحی قرار میدهد. خرد و تعقل و مشاورت خواستن و اندیشه را طلبیدن، دوراست از روند روانشناسانه ای که فرد در تصویرهای توتمی لاهوتی و ناسوتی بدست میاورد. اندیشه پرسش میکند و “اما و اگر” میگذارد و خطر میافریند و انسان آرامش ندارد، حال آنکه خود را به دست توتم ها وخرافه ها و اعتقاد آسمانی سپردن راحتتر است. انسان مصرف کننده توتم میشود تا برای خود آرامش بخرد و یا احساس آرامش فراهم کند. روحی که به این ترتیب سیراب میشود و در توهمات خود رضایت دارد، جز احترام و تقدس و ستایش نسبت به اعتقادات دینی و توتم ها و خرافات راه دیگری نمی پیماید.
نگاهی به خرافات در ایران جامعه شناسی می طلبد تا پژوهش های میدانی وسیعی درباره خرافات در ایران صورت گیرد. متاسفانه کار تحقیق باحضور استبداد دینی آسان نیست. بعلاوه این پرسش مطرح است که تسخیر جامعه توسط فضای دینی و خرافات انبوه، انگیزه پژوهش در این زمینه را تقویت نموده است یا خیر. اینچنین بنظر میاید که اسلام در تخریب روند منطقی جامعه وپیوندهای اجتماعی آن ونیز جلوگیری ازرشد خردگرائی نقش قاطع داشته است. امروز مشاهدات، تجربه ها، نمایش ها، گفتارها، رفتارها وتصویرها براین تخریب تاکید میکنند. دردها زیادند و معضلات جامعه بیشمارند و بطور مسلم یکی از مسائل درایران، همین پدیده رشد خرافات دینی در برابر منطق و خردگرائی است. در جامعه ما نقد منظم و متدویک اسلام و خرافات دینی هیچوقت صورت نگرفته است و روان فرد ورفتار اجتماعی و گرایش روشنفکری پیوسته مورد تعرض فلج کننده این دین قرارگرفته است. بطور مسلم این پدیده دینی خرافی یک امر تاریخی و اجتماعی و سیاسی بوده است، ولی اندیشه آزاد نقاد بسیار ناتوان بوده و جامعه کنونی ما در هذیان وخرافه گرائی غوطه ور است.برای اینکه در این جهان باز دانش و خرد، در این جهان پیشرفت سکولاریسم و علم گرائی، دراین جهان دمکراسی خواهی و شکوفائی انسانی و در این جهان ابتکار و خلاقیت هنری و ادبی و علمی و زیست محیطی واجتماعی، نیروهای انسانی ما به هدر
میروند. در دل جامعه ای که استبداد سیاه مذهبی نفس هارا گرفته و پنجره های اندیشه و روحیه نقد را مسدود ساخته، نیروها سردر گم ودر پی خوشبختی کاذبی هستند که برایشان آسودگی داشته باشد. حکومت و نظام سیاسی دولتی مذهبی حاکم تاثیر خود رادر جامعه از دست میدهد، ولی زمینه را تقویت میکند تا خرافات ووابستگی روحی به اسلام باقی بماند.
محاسبه ساده رژیم اینست در آنجا که نیروهای جامعه رهایش میکنند، اقشارحداقل باید به ریسمان خدا وقرآن و امامان و مهدی آخرزمان چنگ بزنند وبا سمبول ها و رفتارهای دینی باقی بمانند. اگر اعتقادات دینی و خرافه ها فروبریزند، همه چیز حکومت و حاکمان وروحانیت فرو میافتد. یاد آوری کنیم که فقط قدرت سیاسی نیست که ایدئولوژی اسلامی وخرافه پخش میکند. انواع واقسام نهادها و سازمانها و مداحان و آخوندهاو آموزگاران و شخصیت های معروف ورسانه های رنگارنگ هستند که باین کار مشغولند و شهروندانی که از خرد گرائی و منطق عقلانی دوربوده وبا مدرنیسم مصرفی خود، خرافات رامی بلعند و تقویت میکند نیزدر این کارزار شرکت دارند. فراموش نگردد که سیاستمداران و روشنفکران فرصت طلب غیر دینی ونیز روزنامه نگاران کم سواد ومبلغ اهداف ایدئولوژیک مذهبی ها نیز هستند که پیوسته در پی جلوگیری از مبارزه علیه خرافات دینی میباشند. اینان به شیوه های گوناگون از نیروهای مذهبی و خط آنان دفاع کرده و نقد مذهب را “توهین” قلمداد کرده و فضاسازی میکنند و نتیجه عمل آنان گسترش نادانی توده هاست. حال آنکه در فرهنگ عامیانه جنبه های ضدخرد و غیرعقلانی و ارتجاعی بیشمار اند. فرهنگ عامیانه خرافه ساز است، زیرا این فرهنگ در بستر گفتار علمی و آموزش لائیک نفس نمیکشد. این فرهنگ عامیانه با رساله های آیت الله ها و قرآن و دعا وروضه خوانی ونادانی عامیانه آبیاری شده وهمبستر است.
صحنه گروهی دعاخواندن و قرآن برسر گذاشتن وتدارک روحی برای شوریدگی احساسی واز خود بیخود شدن. تلاش برای زیبائی اندام و چهره با دعا خواندن وبیان حاجات در کنار هم قراردارند. سفره انداختن و نذر کردن و صلوات فرستادن وبخود فوت کردن و کمی گریه کردن، ازجمله مراسم دینی خودباختگی جمعی است.
معنای گرفته قرآن بر سر چیست؟ خودرا به آسمان سپردن؟ همسوئی در یک مراسم جمعی برای انجام آداب فرقه ای و قبیله ای؟ ایجاد بندگی، یگانه رابطه با قدرت رازدار آسمانی است؟ تحقق یک معجزه؟ مخالفت با فلسفه ودانائی؟
آنچه که مسلم است اینان در انتظار معجزه برای گشودن گره از کار خوددارند. عقل و درایت و اتکابه خردگرائی و تجربه و هوشیاری بفراموشی سپرده شده و برای این افراد مسخ شده نیروی آسمانی تنها راه حل برای خروج از بن بست است.
نیازهای جوان کدامند؟دختران جوان درس خوانده وجین پوشیده و توالت کرده وبا جراحی ترمیم بینی، با تسبیح و قرآن در دست، با هم گردآمده اند. در این فضا کدام کمبود و عقده و کدام نیاز روحی وکدام درد مشترک بدون پاسخ هستند؟
آنان چه میخواهند، خواستی مشخص ویا نگرانی هستی شناسانه؟ از ادبیات و فلسفه چه میدانند؟
از تحولات علمی بین المللی چه آموخته اند؟
از عشق زمینی کدام لذت را برده اند؟
اینان مذهب خودرا در مقایسه با مذاهب دیگر مورد برخورد و نقد قرارداده اند؟ساده لوحی و نادانی رفتار ها را شکل داده اند و متاسفانه نیروی خلاق جوانی و روحیه کشف به کنار نهاده شده است.
جوانانی که تحت روندهای روانکاوانه با انگیزه های احساسی و روحی ازخود بی تاب شده و با خودفریبی و ناخودآگاهی، دستخوش شیفتگی وسرگشتگی روانی میگردند.آنها چه بسا پیام قرآن را نمیدانند و کلام عربی را نمی فهمند. قرآن گناهکاران را به آتش جهنم وعد میدهد، آیااینان فکر میکنند گناهکارند؟اینان جوانند و میتوانند با انگیزه های دیگری احساس راحتی و خوشبختی کنند.چگونه روح آنان خورد شده و به خمودگی گرائیده است؟
میلیاردها تومان خرج ساختن و نگهداری و فعالیت اداری حرم ها میشود. طلا و نقره وگرانبها ترین سنگها برای اینگونه پرستشگاه ها در ایران ویا عراق مصرف شده است. هدف شیفته کردن پیروان است که درفضای پرشکوه و پرثروت، از واقعیت روزمره دردناک خود دور شوند. پرستیدن قبور جای خردگرائی گرفته است.چه کسی قادر است دست خود را به بارگاه توتمیستی و سحرانگیز برساند؟
خوشبختی مرموز نهفته در این نقطه کدام است؟
مسابفه شگفت انگیزی است، دست های ردیف های آخر همانند دستهای دیگر، بایداین قفس طلائی را لمس کنند وآنرا ببوسند. بوسه ای که بیان فتح است و روح آنان را آرامش میدهد. خرافه پرستی و بت پرستی غیر از اینست؟
در اسلام زن دربرابر مرد فاقد حقوق مساوی میباشد.
ارث نابرابر و حق مرد در چند همسری بیانگر این نگاه ناعادلانه است. علیرغم این تبعیض سیاستمداران اسلامی با فریب پیوسته تبلیغ میکنند که زن در دین اسلام برابر مرداست. زنانی نیز یافت میشوند که سراپا در خود بیگانگی روانی قرارداشته واحساس خوشبختی میکنند. آنان بندگی واسارت روحی خودرا در این تصویر مورد تاکید قرارمیدهند، آنها با زنجیرهای ذهنی و اجتماعی خود لذت میبرند، آنها خودباخته ایدئولوژی سحرانگیز و جادوئی مذهب خود گشته اند. در دوران کنونی این نمایش وابستگی به زنجیر جزبیان یک پاتولوژی روانی چه چیز دیگری میتواند باشد؟ وابستگی درونی در نمایشی زنجیری باوج میرسد. اسلام در جستجوی این الگوی زنانه میباشد، حال آنکه میدانیم اکثریت زنان در ایران کنونی در این وابستگی افراطی نیستند ودر این میان زنان دلیربرابری خواه وآزاده از این بند روحی بسیارند.
برخی از نمودها وسمبل های مذهبی بطور آشکار خشونت و بی ارزشی انسان را به نمایش میگذارد.ابراهیم برای ارضای خدایش قصد نمود تا اسماعیل فرزند خود را بکشد.نمایش کشتن کودک ویا آزار او درشیعه بسیار فراوان است.از شرح افسانه امامان شیعه و در نمایش تعزیه تا در دوران حکومت اسلامی، صحنه های کودک آزاری یک رسم پررنگ است. کودک در برابرخرافات مذهبی بی ارزش است.صحنه سازی برای کشتن او، لگدمال نمودن او، گل مالیدن او، قمه کشیدن او از مراسم تکرارشونده و تنفر برانگیز در شیعه است. تبلیغات و تلقینات خرافی ذهن پدر ومادر را میخورند وعشق به فرزند را کم رنگ میکنند. مرد و زن، شخصیت خود و ارزش خود و فرزند خود را دربرابر بت، باید نفی کنند.انسانها هیچ اند، تا سرسپردگی به موهومات وجزمیات مذهبی کامل باشد. در زلزله 1391 در آذربایجان شرقی صدها نفر کشته شدند و هزاران نفر زخمی و بی خانمان شدند.
ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر
اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱ ، تعداد امامزاده در آذربایجان شرقی به407 میرسد.(سایت دولتی “شهردانائی”). درواقع پوشش اماکن “مقدس”، یک شبکه سراسری پایش روانی جمعیت است. بسیاری از این امامزاده ها، افراد نامشخص و ساخته تاریخ اند ولی نقش آنها بازتولید اعتقادی است.
در منابع اسلامی آمده است:علی پس از پیروزی بر قبیله “بنی قریظه” تعداد 900 نفر از مردان قبیله را در مقابل گودالهائی که از پیش کنده بودند سربریدند.پیامبر بگفت تادر زمین گودالها بکندند و علی و زبیر در حضور پیامبر گردن آنها را زدند. میدانیم که علی در شیعه نقش اساطیری دارد، این جابجائی چگونه در ذهنیت ایرانی رویداده است؟
برخورد بت پرستانه توتمیستی از کجا سرچشمه میگیرد؟
برای “توتم” مقدس باید خودرا فدا کرد و دراین راه کودکان خود آزاری رامیاموزند. آنها بویژه در ماه محرم که ماه شکنجه فردی و گروهی است، رسوم پدران خود را تکرار میکنند، بدون آنکه راز آنرا بدانند.
کودکان قربانی نادانی ها وبیماری های روانی اند
بزرگسالان که قهرمان و نمایش دهنده هستند، آخرین توان و تصور خودرا بکار میگیرند تا فضای وفاداری و لذت خودقربانی کردن آبیاری شود. ماه محرم ماه وحشت های مقدس است و روحیه وحشیگیری وجنایتگری با این فضا به تربیت تبدیل میشود. آنها عید خون میگیرند و به وحشی ترین شکلی امیال خود را نشان میدهند.
اگر آنها نتوانستند فرزندان خود را قربانی کنند، گوسفندان را در میدان عمومی با لذت میکشند و سپس با شادی گوشتها را کباب میکنند.
چه جشن دلخراش و هولناکی! روح قبیله با خون آبیاری میشود تا نوبت دیگر. تاریخ اسلام با خون و تجاوز و مرگ آغاز شد وسپس تمام سنت های شیعه وامروز با شکنجه هاو اعدام های خیابانی در جمهوری اسلامی، همه و همه در پی اشاعه خوی خشونت در اعماق ذهن ایرانی است.
باید نشان داد که خوارند، هیچ اند و حاضرند به زیر خاک برگردند.
نمایشی عجیب و خیابانی، همراه با سوگواری وخودنمائی.
این نمایش کدام نیاز را پاسخ میدهد؟
بیانگر کدام پاتولوژی روانی است؟
چه رابطه ای میان مرگ وافسانه امام سوم و روان اعضای قبیله شیعه وجود دارد؟
از چه نگرانند و چرا چهره خود را در گل گرفته اند؟
زندگی شاد وزیبا ومهربانانه بیهوده است؟
مراسم مذهب شیعه پیوسته در باز تولید روحیه تسلیم و خرد کردن شخصیت فردی و شهروندی عمل کرده است.
هزینه و سازماندهی باوردینی و خرافات
روشن است که اعتقادات دینی در طول تاریخ نه تنها از کوشش های خودبخودی و تمایلات مستقیم افراد بهره گرفته، بلکه بویژه باعتبار عمل حاکمان و مهاجمان و سربازان و مدافعان و سازماندهندگان و ایدئولوگ ها رشد یافته وریشه دوانده اند. درروند تاریخی رشد و تحکیم دین اسلام در ایران با تجاوز و سرکوب و خشونت عجین شده است.
بعلاوه دراین راه، ثروتها و هزینه های بسیار سنگینی بکار گرفته شده اند.
مانند گذشته ولی با حدتی بیسابقه دستگاه عظیم اداری و مالی ایران پشتوانه رشد باورهای دینی بوده و بخش عمده مراسم مذهبی و خرافه پرستی توسط بودجه دولتی و یا نهادها و شبکه های گوناگون ساماندهی شده اند. اسلام در ایران با اختصاص دادن ثروتهای این سرزمین و حذف عدالت اجتماعی، خود را بیش از هرزمان دیگر تقویت نموده است.
ساده لوحی است اگر بپنداریم که دین ورسوم خرافی آن، خودبخود تحکیم میگردند.آنجا که آگاهی رشد میکند دین عقب نشینی می نماید، بنابراین حاکمان پیوسته نیازداشته اند که با تحکیم باورهای خرافی تسلیم طلبی را گسترش داده و باین خاطر تمام وسائل را برای اشاعه دین بکار گرفته اند. در ایران، قدرت سیاسی، دستگاه پلیسی و جاسوسی و نظامی و بودجه کلان دولتی و پول بخشی از گروه های اجتماعی در خدمت دین است. بدون این امکانات عظیم بقای دین حاکم ودستگاه ستم روحانیت میسر نخواهدشد. محدودکردن وسرکوب آموزش وفرهنگ لائیک، سرکوب آزاد اندیشی، تبلیغات مذهبی مداوم رسانه ها، سازماندهی مراسم محرم و رمضان و سالروز تولد و مرگ امامان، برگزاری مراسم وجشنهای مذهبی و نظامی وسیاسی رژیم واستفاد بیکران پول نفت و مالیات، همه و همه، شرایط مناسب را برای مذهب فراهم نموده، دین را با تمام امکانات حفاظت نموده ورشد آنرا در اذهان و در جامعه تضمین کرده اند. در ایران استبداد و پول در خدمت رشد دین وخرافات میباشد وواقعیت ذهنیت خرافی و ضعف خردگرائی و ناتوانی روحیه نقد در جامعه، رشد دین و خرافه گرائی رامستحکم نموده است.

برای آرامش


۱۷ اسفند ۱۳۹۷

حقوق زنان همان حقوق بشر است

طرح اقدام پکن که در کنفرانس سازمان ملل در سال ۱۹۹۵ به تصویب رسید، یک برنامه کاری را برای توانمندسازی زنان تعیین و ۱۲ زمینه اساسی مورد نگرانی را شناسایی می کند. بیش از بیست سال پس از پکن،ShareAmerica  پیشرفت هایی را که در هر یک از این زمینه ها در سطح جهانی صورت گرفته اند ارزیابی می کند. مقاله امروز بر حقوق بشر زنان تمرکز دارد.

فراتر از جنبش حق رای برای زنان در قرن های نوزدهم و بیستم، جنبش حقوق زنان به فعالیت سازمان یافته زنان از پیشینه های جغرافیایی مختلف و با فرهنگ های گوناگون برای برابری اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی گسترش یافته است.
زنان در سراسر جهان از نقض حقوق بشرشان رنج می برند. این نقاشی دیواری در خوارز، مکزیک به یادبود صدها زنی که در آنجا کشته شده اند کشیده شده است. (عکس از آسوشیتدپرس)
هیلاری رادهام کلینتون، بانوی اول وقت ایالات متحده در سخنرانی خود که در کنفرانس پکن ایراد کرد گفت: “حقوق بشر همان حقوق زنان است. اگر بخواهیم آزادی و دموکراسی شکوفا شوند و پایدار بمانند، زنان باید از حق مشارکت کامل در حیات اجتماعی و سیاسی کشور خود برخوردار باشند.”
سازمان ملل از این نظریه حمایت می کند:
·                     کنوانسیون حذف تمام شیوه های تبعیض علیه زنان در سال ۱۹۷۹ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. این کنوانسیون که اغلب به عنوان منشور بین المللی حقوق زنان از آن یاد می شود، با هدف “حذف تبعیض جنسیتی و ترویج برابری جنسیتی در عرصه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و یا هر زمینه دیگر” تنظیم شده است.
·                     در سال ۲٠٠٠، مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه ای را در مورد زنان، صلح و امنیت به تصویب رساند که برحقوق زنان در مناطق جنگی و هنگام جنگ تاکید می کند. این دو موافقتنامه با هم در ایجاد معیارهای بین المللی برای حقوق و آزادی های زنان از اهمیت برجسته ای برخوردار بودند.
زنان در سراسر جهان برای حصول اطمینان از عدم نقض حقوق بشرشان با یکدیگر متحد شده اند. (عکس از آسوشیتدپرس)
موافقتنامه های سازمان ملل و طرح اقدام پکن بار اخلاقی و سیاسی دارند و فعالان و مقامات دولتی برای آگاهی رسانی درباره تبعیض بر مبنای جنسیت، نابرابری و خشونت، و به منظور توجیح سیاست ها و قوانین جدید، و برای مبارزه برای حقوق زنان در جامعه و در حریم خصوصی به آنها اشاره می کنند.
برخی از دولت ها بین حوزه عمومی و حوزه خصوصی زندگی تفاوت قائل هستند، و اعتقاد دارند که زندگی خصوصی خارج از قلمروی دولت و دخالت آن است.  نتیجه امر می تواند این باشد که تبعیض و خشونت علیه زنان و دختران پنهان می ماند و مرتکبان این اعمال به مجازات نمی رسند.
به عنوان بخشی از کمپین بین المللی برای فرارسی به زنان در شهرها، زنان در روزاریو، آرژانتین مناطق خطرناک شهر را شناسایی می کنند. (عکس اهدایی از زنان سازمان ملل)
تبسم ادنان و رُزا خولیتا مونتانیو سالواتیرا، برندگان جایزه زنان شجاع  علیه خشونت مبتنی بر جنسیت فعالیت می کنند. سازمان بین المللی زنان در شهرها از طریق تحقیقات، آموزش و بهبود زیرساخت ها با دولت ها و سازمان های غیردولتی محلی در سراسر جهان همکاری می کند تا شهرها را برای زنان ایمن تر سازند.

۴ اسفند ۱۳۹۷

عفو بین‌الملل: ایران فعالیت حامیان حقوق‌بشر را جرم می‌داند


Amnesty International: Iran condemns the activities of human rights advocates



سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی به بررسی قوانین مربوط به فعالیت نهادها و سازمان‌های مدنی و فعالان حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا پرداخته و نوشته است که جمهوری اسلامی با وضع مقررات مختلف عملا نهادهای مدنی را سرکوب کرده است. عفو بین‌الملل در گزارش خود از جمله به بررسی موادی از قانون مجازات اسلامی، قانون احزاب و قانون سازمان‌های مردم‌نهاد پرداخته است.عفو بین‌الملل در گزارش خود اشاره کرده است که مقام‌‌های جمهوری اسلامی با استناد به برخی از مواد قانون مجازات اسلامی چون اقدام علیه امنیت ملی، تجمع به قصد تبانی علیه امنیت ملی و عضویت در گروه‌های مخالف، عملا دست به سرکوب نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد زده‌اند. سرنوشت نهادهایی چون کانون مدافعان حقوق‌بشر، انجمن دفاع از حقوق زندانیان، کمیته گزارشگران حقوق بشر و کارزار لغو گام به گام اعدام (لگام) از جمله مواردی است که مورد اشاره عفو بین‌الملل قرار گرفته است. صدای آمریکا

۲۵ بهمن ۱۳۹۷

مهدی فراحی را ازاد کنید


زندانی سیاسی و عقیدتی فوری، بدون قید و شرط آزاد گردد

۲۲ بهمن ۱۳۹۷

افشاگری «گزارشگران بدون مرز» از یک سند قضایی ایران با یک میلیون و ۷۰۰ هزار نام ثبت‌شده

سازمان گزارشگران بدون مرز



پنج‌شنبه، ۱۸ بهمن‌‌ماه، در بیانیه‌ای اعلام کرد که با استناد به یک سند رسمی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تایید کند که دست‌کم ۸۶۰ روزنامه‌نگار و شهروند- خبرنگار در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ در کشور بازداشت، زندانی و حتی اعدام شده‌اند.
روز چهارشنبه، ۱۷ بهمن‌ماه، سازمان گزارشگران بدون مرز با برپایی یک نشست خبری از «به دست آوردن پرونده‌ای رایانه‌ای» خبر داده بود که بر اساس «اطلاعات و محتویات» آن که در ایران ثبت شده می‌توان از «بازداشت‌ها، زندانی کردن‌ها و اعدام‌ها در تهران» پرده برداشت.
به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، این فایل را «افشاگرانی که خواهان اعلام خطر درباره سرکوب بی‌رحمانه... به افکار عمومی و نهادهای جهانی بودند» در اختیار این سازمان قرار داده‌اند.
بر اساس بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز، این فایل شامل «داده‌های دستگاه قضایی ایران» در دهه‌های اخیر است و گزارشگران بدون مرز بخشی از این داده‌ها مربوط به دوره زمانی سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ را واکاوی کرده است.
آن طور که سازمان گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است: «در این پرونده یک میلیون و هفتصد هزار نام ثبت شده است که همه اقشار و افراد اجتماعی را از زن، مرد و کودک، اعضای اقلیت‌های دینی و قومی، زندانیان عادی و زندانیان سیاسی از این میان مخالفان سیاسی نظام و روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگاران در بر می‌گیرد.»
به گفته سازمان گزارشگران بدون مرز بر اساس یافته‌های پژوهشگرانش از محتویات این فایل، «در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ دست‌کم ۸۶۰ روزنامه‌نگار را رژیم ایران بازداشت و زندانی کرده است، شماری از آنها اعدام شده‌اند.»
این گزارش با اشاره به اینکه «در این پرونده هیچ گاه اشاره‌ای به روزنامه‌نگار بودن «متهم‌ها» نشده است»، تصریح می‌کند که «این گونه است که رژیم ایران در محافل داخلی و جهانی بارها تکرار می‌کند که هیچ روزنامه‌نگاری و به شکل کلی هیچ زندانی عقیدتی و یا سیاسی در زندان‌هایش وجود ندارد.»
به نوشته بیانیه‌نویسان سازمان گزارشگران بدون مرز، این رفتار که «دروغ حکومتی» نام‌ گرفته «دانسته ساماندهی شده است تا هم منتقدان را به سکوت وادار و هم نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر را فریب دهد.»
بر اساس این یافته‌ها، «دستگاه قضایی تلاش کرده است که حقیقت را درباره وضعیت و اتهام‌های روزنامه‌نگاران و زندانیان سیاسی دستکاری و یا بزک کند.»
در این بیانیه تصریح شده است که «روزنامه‌نگاران با اتهام‌های جعلی چون «اقدام علیه امنیت داخلی»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و یا «همکاری با عوامل بیگانه» و «جاسوسی» بازداشت و زندانی شده‌اند.»
همچنین این گزارش تأیید می‌کند: «اتهام‌های دیگری نیز چون «توهین به مقدسات اسلامی» و «توهین و اهانت به مقام رهبر جمهوری اسلامی و یا بنیان‌گذار نظام» نیز برای بازداشت روزنامه‌نگاران و شهروند خبرنگار به کار گرفته ‌شده است.»
کریستف دولوار، مدیرکل گزارش‌گران بدون مرز در این باره گفت: «وجود این پرونده و داده میلیونی آن نه تنها پردامنه بودن دروغ مقامات حکومتی ایران در همه این سال‌ها مبنی بر نبود زندانی سیاسی و روزنامه‌نگار در زندان‌های کشور را برملا می‌کند، که همچنین نشان می‌دهد که رژیم جمهوری اسلامی به مدت ۴۰ سال با سرکوبی بی کم و کاست و سازمان داده شده‌ صدها زن و مرد را برای عقیده و یا کار اطلاع‌رسانی‌شان به بند کشیده است.»
مدیرکل گزارشگران بدون مرز که مرکز آن در پاریس فرانسه است از میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، خواسته است تا «در برابر این دروغ حکومتی، از مقامات جمهوری اسلامی ایران بخواهد در برابر این اقدام‌های خود پاسخ‌گو باشند.»
​در بخشی از بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز به اعدام دست‌کم چهار روزنامه‌نگار در سال‌های دهه شصت اشاره شده‌ است: سعید سلطان‌پور، رحمان هاتفی منفرد، سیمون فرزامی و علی اصغر امیرانی روزنامه‌نگاران اعدام شده در آن سال‌ها هستند که این سازمان به نام و شماره ثبت پرونده آنها اشاره کرده است.
بر اساس واکاوی سازمان گزارشگران بدون مرز از این سند قضایی رایانه‌ای، «از حدود ۶۱ هزار و ۹۲۴ زن ثبت‌شده در این سند رسمی دستگاه قضایی ۲۱۸ تن روزنامه‌نگار و شهروند-خبرنگار هستند.»
بخشی از یافته‌های سازمان گزارشگران بدون مرز به بازداشت‌های مرتبط با اعتراض‌های مردمی پس از انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ باز می‌گردد، که به نوشته بیانیه این سازمان برای «نخستین‌ بار» است که «تایید می کند، بیش از شش هزار و ۴۸ تن در اعتراض‌های مردمی علیه برگزیدن دوباره محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده‌اند.»
بر اساس یافته‌های سازمان گزارشگران، از این میان دست‌کم بیش از ۶۰۰ زن و ۵۴۰۰ مرد با اتهام «اقدام علیه امنیت داخلی» بازداشت شده‌اند.
این گزارش تایید می‌کند که از اتهام اقدام علیه امنیت ملی برای روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگارانی که تظاهرات‌ها را پوشش می‌دانند نیز استفاده شده است.
سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود تایید می‌کند که در میان صدها نام در این پرونده، نام‌های روزنامه‌نگاران شناخته شده زندانی از جمله فرج سرکوهی، رضا علیجانی، تقی رحمانی، اکبر گنجی، محمد صدیق کبودوند، ژیلا بنی یعقوب و همسرش بهمن احمدی امویی، سعید متین‌پور، هنگامه شهیدی، نرگس محمدی، و احمددر بخشی از این بیانیه به ماجرای کشته شدن زهرا کاظمی، عکاس خبرنگار ایرانی- کانادایی پرداخته شده است که در تیرماه سال ۱۳۸۲، در حين عکس‌برداری از تجمع خانواده‌های زندانيان در مقابل زندان اوين بازداشت شد و پس از مدت کوتاهی مقام‌های قضایی ایران اعلام کردند که در بیمارستان جان سپرده است.
سازمان گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است که در واکاوی محتویات پرونده داده‌های دستگاه قضایی به اطلاعاتی در باره‌ دست‌کم ۶۱ هزار و ۹۴۰ زندانی سیاسی از سال ۱۳۵۹ رسیده است که دست‌کم ۵۲۰ تن از آنها به هنگام بازداشت تنها ۱۵ تا ۱۸ سال داشته‌اند.
در تابستان این سال نزدیک به چهار هزار زندانی و از این میان شماری از روزنامه‌نگاران بنا بر «حکم» آیت‌الله خمینی، در جلسه‌هایی که در اغلب موارد تنها چند دقیقه‌ طول کشید، دوباره بازجویی شدند و بسیاری ازآنها به مرگ محکوم شدند. اعضای هیئت‌های مرگ که در سراسر ایران تشکیل شده بود حکم اعدام برای اغلب زندانیانی صادر می‌کرد که از عقاید خود ابراز پیشیمانی نکردند.
​بر اساس این گزارش، «پرونده داده‌های دستگاه قضایی برای نخستین بار مشخص می‌کند که پنج هزار و ۷۶۰شهروند ایرانی در تهران تنها به اتهام عضویت به گفته دستگاه قضایی در «فرقه ضاله بهائیت» تحت تعقیب قرار گرفته، بازداشت یا در برخی موارد اعدام شده‌اند.
سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود تصریح کرده است که پس از به دست آوردن این پرونده، کمیته‌ای تحت عنوان کمیته دیدبانی از استفاده از داده‌های دستگاه قضایی به ریاست شیرین عبادی، وکیل مدافع حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، تشکیل داده است تا این اطلاعات واکاوی و راستی‌آزمایی شوند.
بنا به اعلام این سازمان، منیره برادران، کنشگر حقوق بشر، نویسنده و پژوهشگر، زندانی سیاسی در دهه شصت، ایرج مصداقی، کنشگر حقوق بشر، پژوهشگر، زندانی سیاسی در دهه شصت و رضا معینی، پژوهشگر و نماینده گزارشگران بدون مرز، اعضای این کمیته را تشکیل می‌دادند.




۲۱ بهمن ۱۳۹۷

نقض مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران



«مشاهده سموم خطرناک» در میوه و تره‌بار تهران

 تهران


احمد مهدوی استاد سم‌شناسی نسبت به استفاده از سموم خطرناک در کشاورزی هشدار داد و گفت: 
«استفاده از سموم در سبزی‌ها و میوه‌ها بالاتر از حد مجاز بوده به طوری که طبق آخرین آزمایشات انجام شده در میوه و تره‌بار تهران ۱۰ سم خطرناک وجود دارد.»
به گزارش ایسنا احمد مهدوی در همایشی درباره اکوسیستم خزری اظهار داشت استفاده از سموم کشاورزی و برخی علف‌کش‌های فعلی که در بازار وجود دارد موجب افزایش سرطان شده است.
به گفته وی درحالی که استفاده از قرص برنج در انبار برنج و حبوبات برای جلوگیری از آفات منسوخ شده، استفاده از این قرص در ایران رواج دارد و باعث «کشتار ایرانیان» می‌شود.

۱۹ بهمن ۱۳۹۷

جنبش زنان می‌تواند موتور یک تحول اجتماعی شود.


منصوره شجاعی فعال حقوق زنان و پژوهشگر ساکن هلند است. او که پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ ایران را ترک کرده‌، ارتباط نزدیکی با فعالان حقوق زن در داخل و خارج از کشور دارد.
منصوره شجاعی در گفت‌وگو با دویچه‌وله به مناسبت چهلمین سال انقلاب ایران در مورد "توانایی یا خواست" زنان ایران برای تغییر وضعیت موجود می‌گوید: «توانایی و خواستن هرچند در ظاهر دو مقوله در هم تنیده‌اند، اما نظر به شرایط و موقعیت‌های عینی می‌بایست به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. توانایی یک پدیده انزاویی نیست. توانایی به نسبت شرایط عینی  ومرتبط با حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی  می‌تواند معنا شوددر ارتباط با این شرایط عینی است که توانایی معنا پیدا می‌کند. اما خواستن پدیده‌ای درونی است که به اقتضای موقعیت و هویت هر فرد شکل می‌گیرداین خواستن در پیوند با  مطالبات مشترک گروه‌های اجتماعی  به  یک عامل محرک، برانگیزاننده و حتی بسیجگر تبدیل می‌شود که زمینه‌های کاربست  توانایی را فراهم می‌کند.

منصوره شجاعی در عین‌ حال معتقد است که پویایی حاصل از درهم‌تنیدگی خواستن و توانایی موجب تداوم جنبش زنان از نزدیک به ۱۵۰ سال پیش تا کنون در ایران شده است. او به عنوان مثال می‌گوید :«اگر همین ده سال اخیراز جنبش سبز تا کنون را بررسی کنیم، می‌بینیم لحظه‌ای نبوده که خواست  فردی، اجتماعی و حتی روزمره زنان  به قوای برانگیزاننده برای کاربست توانایی‌های یک جنبش تبدیل نشود. این خواست حتی در فضاهای بازدارنده مثل زندان که قاعدتا فضایی ممنوعه برای هرگونه تحرک و خلاقیت است، موجب تحرکات و ابتکارات زیادی شده است
او در ادامه به نسرین ستوده اشاره می‌کند و می‌گوید: «مثلأ در زندان دوران احمدی‌نژاد، نسرین ستوده مسئله حجاب اجباری را مطرح می‌کند و از پوشیدن چادر برای رفتن به دادگاه و یا در هنگام ملاقات  سرپیچی می‌کند، ممنوع‌الملاقات می‌شود اما برخواست خود پافشاری می‌کند تا اینکه این اجبار در زندان از بین می‌رود. یا نرگس محمدی با نامه‌هایی که از درون  زندان  خطاب به نهادهای حقوق بشری بین‌المللی می‌نویسد ویا بیانیه‌هایی که زنان اکتیویست زندانی  امضا می‌کنند و انتشار می‌دهند حتی در ایجاد شورمندی در فضای بیرون از زندان تاثیرگذار بوده است. یا مثلا بالارفتن دختران انقلاب از پست‌های برق که این مکان ذاتا مکانی ممنوعه برای استفاده افراد است. اما تقابل این ممنوعیت و آن خواست درونی  حرکتی را بر اساس خواستن و توانستن شکل می‌دهدنمونه‌های زیادی در جنبش زنان هست که نشان  می‌دهد توانایی زنان و  آنچه  به عنوان اکتیویسم زنانه شناخته شده حتی در فضاها و مکان‌هایی هم که در ظاهر بازدارنده و محدود کننده است به شکلی مدنی و به دور از خشونت  همچنان جاری است و متوقف نمی‌شود
چهل سال پس از انقلاب سال ۵۷ بخش بزرگی از جامعه ایران از وضعیت موجود ناراضی است. با این حال حرکت فراگیری برای ایجاد تغییر در جامعه ایران دیده نمی‌شود. برخی معتقدند قیام مردمی مانند انقلاب سال ۵۷ یا تغییر رژیم با دخالت دولت‌های خارجی می‌تواند موجب از هم‌پاشیدن کشور شود. منصوره شجاعی معتقد است نه انقلاب راه‌حل تغییر شرایط کنونی است و نه براندازی با کمک دولت‌های خارجی.
او می‌گوید: «تغییرو تحول‌خواهی همیشه با نوعی تهدید و نگرانی  همراه است: تهدید از دست دادن آنچه هست و نگرانی از آنچه نمی‌دانید چیست. این حسی است که عموما در مقطع  شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی حاکم است. جنبش‌های اجتماعی در شرایط کنونی ایران دچاراین بحران شده‌اند. زنان از انقلاب فاید‌‌ه‌ای ندید‌ه‌‌اند و اتفاقا بسیار ترس‌زده هم هستندبنابراین گزینه انقلاب و اصولا تفکر انقلابی در شرایط حاضر گزینه عموم مردم ایران نیست‌، در مقابل این گزینه  فورا  مسئله براندازی مطرح می‌شود. که به نظرم این دو قطبی کردن و دوگانه دیدن جامعه حاصلی ندارد جز اینکه جامعه را در یک شرایط « لاجرم» و"بدون چارهاز پذیرش این یا آن قرار دهد

منصوره شجاعی معتقد  است که که می‌توان از تجارب جنبش زنان آموخت و می‌گوید: «آنچه به دست می‌آید راهی است پر فراز ونشیب و مدنی که معطوف به تغییردر نظام فکری جامعه، اصلاح قوانین به سود جامعه، تقویت جامعه مدنی و نهادهای مردمی و معطوف به استفاده از راه حل‌های «بومی/ جهانی» استتجارب سال‌های اخیر در منطقه به ما می‌گوید که طی این راه در هرج و مرج‌های مرسوم  ناشی از براندازی و یا مداخلات نظامی خارجی یا مداخلات بشردوستانه دولت‌های غربی میسر نیست

او در گفت‌وگو تأکید می‌کند که در این شرایط جریان غالب جنبش زنان به تحول اجتماعی معتقد است و در پرسش به این پاسخ که جنبش زنان چگونه می‌تواند این تحول را ایجاد کند، می‌گوید: «این جریان که از دوران مشروطه‌خواهی تا انقلاب ۱۳۵۷ و از ابتدای دهه هفتاد شمسی تا کنون بارها و بارها  خیز و فرود  جنبش های مدنی به ویژه در بیست سال گذشته را تجربه کرده و هربار ققنوس‌وار از خاکستر خود سر بلند کرده و هنوز اما تازه نفس است و یاران جدید و جوانش از درون همین خاکستر سر بلند کرده‌اند. این جریان به راه سومی معتقد است که آن هم یک تحول اجتماعی مستقل برابری‌خواه و در پیوند با مطالبات جنبش‌های عمومی است. این جریان با تقویت نهادهای مدنی و تسخیر سپهر عمومی توان حفظ استقلال خود را خواهد یافت و با رسوا ساختن زدوبندهای سیاسی و منفعت‌جویانه، همراه با جامعه مدنی ایران و خانواده جهانی حقوق بشر دستیابی به دموکراسی را میسر می‌داند

منصوره شجاعی فعال حقوق زنان و پژوهشگر ساکن هلند تأکید می‌کند: «راه سوم از نظر من ایستادگی بر سر مطالبات جنبش زنانه‌ای است که می‌تواند با مطالبات عمومی جامعه پیوند بخورد و موجب جنبش و تحول اجتماعی شود. گزینه انقلاب و یا براندازی که در شرایط کنونی از سوی بخشی از مردم ایران طرح می‌شود، حاصلی جز هرج و مرج ندارددر یک کلام: هرج و مرج دشمن دموکراسی است

ده سال زندان برای معلم کرد به جرم تدریس به زبان مادری به دانش آموزان

#زهرا_محمدی، معلم ۲۹ ساله رو به جرم تدریس زبان کردی به بچه‌ها به ده سال زندان محکوم کردن و جرمش رو «تشکیل دسته و جمعیت با هدف بر هم زدن امن...